دوشنبه ۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۱

تبصره ای بر خوشبینی: شکست اقتدارگرایی فردی، پیروزی حزبی


انتخاب غیر مترقبه رییس جدید ولسی جرگه  از جهات مختلفی حادثه مهم و قابل توجهی برای افغانستان است.  به راستی چه شد که بعد از ماهها جنجال سیاسی و رسیدن به مرزهای شکننده قومی ناگهان چنین نتیجه ای بدست آمد و حاصل آن چیست؟

 1. شکست اقتدارگرایی فردی
  مهمترین نکته  در این میان عبور از اقتدار گرایانی چون سیاف و قانونی است که به عبارتی کل شورا و نمایندگان را به گروگان گرفته بودند.  ظهور و حضور نمایندگان جدید و اصرار نسل نو در عبور از این دو فسیل سیاسی بشدت امیدوار کننده است و شاید این امر به سنت سیاسی پذیرفته شده در جهان، یعنی عدم تکرار یک شخص دردوره های متوالی بینجامد و جریانهای سیاسی و اقعی که تنها به یک فرد متکی نباشد شکل بگیرد. شاید ابراهیمی تجربه قانونی و سیاف را نداشته باشد اما می تواند سخنگوی(ونه رییس) خوبی برای حزب یا جمعی که اورا برگزیده باشد واین به  تصمیم گیری جمعی و کارجمعی کمک خواهد نمود. 
2. پذیرش ماهیت چند قومی کشور
بعد از یکماه انتخابات، ائتلاف و مبارزه برای ریاست پارلمان، اکنون بر همه باید ثابت شده باشد که هیچ جریان فکری، قومی و سیاسی در شرایط فعلی کشور به تنهایی نمی تواند کاری به پیش ببرد، بلکه همه نیازمند جلب نظر دیگران و حتی اقلیتهای کوچک می باشند و این نکته بسیار مهم است.  پذیرش ماهیت چند قومی کشور و اینکه فقط  پشتونها و تاجیکها بازیگران اصلی عرصه سیاسی کشور نیستند میتواند به شکل گیری جریانها و احزاب سیاسی فراقومی کمک کند.
3. پیروزی حزب اسلامی
یکی از جریانهای سیاسی بسیار قدرتمند در افغانستان حزب اسلامی است. یکی ازاحزابی که تاحدی مرزهای قومی را در نوردیده و بر اساس ایدئولوژی اسلام سیاسی بیش ازنیم قرن در صحنه سیاسی افغانستان حضور داشته است اما در سالهای اخیر به علت موضع گیری رهبر اصلی حزب یعنی حکمتیار به ظاهر از صحنه حذف گردیده اما بطور غیر رسمی ودر پشت صحنه همچنان در سیاست و حتی دولت افغانستان دست بالا را دارد.  چه در مجلس قبلی و چه دراین مجلس، بزرگترین فراکسیون حزبی و ایدئولوژیک بدون تردید حزب اسلامی است که درواقع خاموشانه به برنامه ریزی و یارگیری پرداخته است. این جریان به نظر می رسد در نبود رهبری سنتی و اقتدار گرایش اکنون، بر خلاف رقیب دیرینه اش جمعیت اسلامی که از درون دچار تشتت است، با گرد آوری افراد جدید و عملگرا درحال باز سازی خود تحت نام احزاب جدید است و گام به گام در عرصه های مختلف درحال پیشرفت می باشد بطوری که این بار با ناباوری رقیب دیرینه خود را در ولسی جرگه شکست داده است. تردید نکنیم که انتخاب رییس جدید بدون مشارکت و موافقت حزب اسلامی ناممکن بود زیرا عملا پشتونهای طرفدار سیاف و نیز طرفداران جدی قانونی مجلس را ترک گفته بودند و این در واقع حزب اسلامی بود که از یک دست و حاجی محمد محقق از دست دیگر عبدالرئوف ابراهیمی گرفته وی را بر چوکی ریاست نشاندند. ائتلاف با وتوسط حزب اسلامی با دیگران نشانه زیرکی و عملگرایی اعضای آن است که نشانه انعطاف پذیری معطوف به هدف و قدرت می باشد. سال گذشته نیز در وزارتی که انوارالحق احدی رای نیاورد، عبدالهادی ارغندیوال رییس ظاهری حزب رسمی اسلامی با چنین  ائتلافی به راحتی پیروز شد. شاید خیلیها فکر کنند این انتخاب یک امر تصادفی و لحظه ای است اما اینکه در پارلمان جریانی بتواند بیش از 50 نماینده درمیان تمام اقوام کشور داشته باشد  و بعد بتواند از فرصتها استفاده بهینه بنماید و قابلیت ائتلاف حتی با مخالفان خود را داشته باشد اصلا  امر تصادفی نیست بلکه نشانه کار جمعی و حزبی برای گرفتن قدرت است و این میتواند قابل توجه باشد که یک جریان بشدت بنیادگرا بخواهد و بتواند در افغانستان به چنین توفیقی که هیچ جریان دیگری دست نیافته نایل آید. البته در این میان نقش کار جمعی ازبکان به محوریت جنبش را نیز نباید از یاد برد.  بهر صورت، عبدالرئوف ابراهیمی عضور رسمی و فعلی حزب اسلامی متحد به رهبری وحیدالله صباون می باشد( بنابر این انتظار نداشته باشید که رییس جدید نیکتایی بزند اما اینکه چپن و لنگی را کنار گذاشته  وریش را کوتاه نموده خود نشانه  پیشرفت و تغییر است! ).

پی نوشت:
وقتی یادداشت خوشبینانه قبلی را منتشر کردم بسیاریها سخت بر من تاختند. ازآن زمان چندین بار خواستم تبصره ای بر این خوش بینی بنویسم ولی صبر کردم تا حداقل این نمایندگان از یک خم عبور کنند. اکنون باز هم می گویم من به این  نمایندگان درمقایسه با مجلس قبلی خوش بینم. اگر انتخاب رییس مشکل بود، اگر دعواهای قومی از همان اول خود را به رخ زد و... اینها فکر نکنم متوجه  نمایندگان باشد بلکه نشانه مشکلات ساختاری، نارسائهای قانونی و ا زهمه گذشته واقعیتهای عینی جامعه امروز افغانستان است.

3 نظر:

افغان بلاگر گفت...

سلام
تا ببینیم که چه می شود
پاینده باشید

صمیمی سبزلی گفت...

برای من پیدا کردن پاسخ این سوال مشکل است
شنیدم به نمایندگان ازبک ها نیم ساعت فرصت دادند تا یکی شانرا از بین خود انتخاب کنند
چطور آنها به توافق رسیدند که کسی را انتخاب کنند که سابقه با حزب اسلامی دارد؟

حسن مالستانی گفت...

صمیمی جان جواب این سوال ساده و قابل درک است:
این تصمیم جنبش وشاید شخص جنرال دوستم بوده باشد که اولا فردی کاندید شود که شانس برنده شدن را داشته باشد و بعد در دوران کاری اش همیشه از حمایت گروه قوی از نمایندگان برخوردار باشد. همچنین فردی که کمتر شناخته شده باشد و حساسیت در مقابلش کم باشد( توجه کنیم که اینبار حتی بشردوست کارت سبزش را بالابرد). این یک امر فکر شده و قوی بوده که منجر به پیروزی برای ازبکها شد واز حمایت طیف گسترده ای از نمایندگان برخوردار. هزاره ها و ازبکها بطور طبیعی از او حمایت خواهند نمود و به علاوه فراکسیون قوی حزب اسلامی از پشتونها خود را در این چهره می بینند.
صورت ساده تر این قضیه این است که بعداز بی توجهی جریانهای عمده قدرت به ازبکها، اینبار جنبش با پادرمیانی اقای محقق با حزب اسلامی ائتلاف نمود و برنده شد. نفس این کار و این ائتلاف بین این جریانهای دور ونامحتمل رخداد مهم و سرنوشت سازی است.