پنجشنبه ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۱

چرا به شورای ملی دوم خوشبینم؟


اکنون بعد از افتتاح مجلس شورای ملی  و کم شدن از شدت جنجالها می شود راحت تر به ترکیب و دورنمای کاری آن نظر انداخت. بدون مقدمه باید بگویم  من از این مجلس دوم خوشم می آید، با همه مشکلات و نواقص اش و با تمام جنجالها و تقلبات اش،  و به آن خوشبینم. نه اینکه مثلا نمایندگان هزاره تعدادشان چند نفر بیشتر شده(که همین هم  چندان صحت ندارد*) و یا اینکه از مالستان سه نفر و نیم به مجلس راه یافته ویا اینکه تعدادی از دوستان وآشنایان و همسایگانم  رای آورده اند...، نه، بلکه به چند دلیل دیگر:







اول- با وجود اینکه ترکیب بشدت قومی تنها ویژگی عمده این مجلس به نظر می رسد اما شخصا معتقدم این ترکیب بیش ازمجلس گذشته  دارای روحیه همگرایی است چرا که هیچکدام از گروههای قومی و سیاسی در وضعیت برنده قرار ندارد و همه به جلب اعتماد و نظر گروههای دیگر نیازمندند واین خود می تواند باعث به رسمیت شناختن یکدیگر و حتی پذیرش  مخالفان شود. این مجلس عملا مجلس اقلیتها است و  این نیز به آموزش رفتار و عمل سیاسی مانند ائتلاف و مذاکره و بده وبستان های بیشتر کمک می کند. امکان فراکسیون سازی و ائتلاف از دوره قبل به مراتب بیشتراست و این جو شدیدا قومی مجلس را تعدیل خواهد نمود. جنجالهای اخیر در مورد اعلام نتایج و افتتاح پارلمان نیز زمینه خوبی را برای این همگرایی فراهم نموده است و همه را در موضعی قرار داده که برای ماندن در چوکی پارلمان هم که شده باید متحد باشند. نکته مهم دیگر این است که بسیاری کسانی که در مجلس فعلی راه یافته اند کمابیش در ده سال گذشته درعرصه های مختلف پنجه نرم نموده اند و در واقع اولین نسل از عملگرایان افغانی خواهند بود که مثل اسلافشان تنها به بهشت و جهنم و سیاه و سفید نمی اندیشند بلکه زمینی و دنیایی فکر می کنند و دنبال منافع و اهداف دست یافتنی و واقعی تر اند واین مایه امیدواری است.
دوم- این مجلس درواقع مجلس جوانان یا جوانترها است. این ترکیب را بخوبی می شود از ظاهر این افراد دریافت زیرا تعداد لنگی و پکول وچپن و برقع به مراتب کمتر شده است. این نسل جدید که بسیاری از آنها  از خارج برگشته اند و باسواد و دارای تحصیلات اند و هرگزبر علیه همدیگر تفنگ بدست نگرفته اند، قطعا دنیا را طور دیگر می بینند. حالا بگویند که بی تجربه اند، چه بهتر. این جوانان را هم قطعا جوانانی انتخاب نموده اند و این خود نشانه تغییر در ترکیب جمعیتی و فکری جامعه نیز می تواند به حساب آید. مثلا ببینید که به جای مولوی اسلام محمدی پسرش آمده، عبدالطیف پدرام برچوکی برهان الدین ربانی تکیه زده، به جای ملا عبدالسلام راکتی، عبدالقادر قلاتوال  پاگذاشته، درعوض ملا تاج محمد مجاهد بکتاش سیاوش آمده،  به جای حاجی خدای نظر فرشته امینی  و به جای حاجی فرید و حاجی قدیر و...

سوم- این مجلس برخلاف مجلس گذشته نمی تواند با حکومت مماشات و  بقولی سات تیری کند، یا از درسازش و همکاری درمی آید و یا اینکه با قدرت تصامیم خود را دیکته می کند. این امر بخوبی می تواند به  تثبیت و تعمیق نقش مجلس و از این رو به گسترش فرهنگ مردم سالاری در کشور کمک کند( جالب این است که آقای  کرزی در مجلس افتتاحیه چند و چند بار ترکیب "مردم سالاری" را با لحن خاصی تکرار می کرد) .

تمام موارد یاد شده  می تواند عیبهای بزرگ این مجلس  مثل بی تجربگی و قومگرایی را تعدیل نماید و از این رو امید می رود که دوره فعال تر و سازنده تری پیش رو داشته باشیم. مهمترین آزمون این خوشبینی درانتخاب هیات رییسه و بعد در تعامل  با دولت و رای اعتماد به وزیران باقی مانده درآینده نزدیک خواهد  بود.

******************
  *  می خواهم این نکته راهم روشن کنم که بیش از حد به موضوع  عدم تعادل  مجلس از نظر قومی و مخصوصا درمورد هزاره ها، ازهمه طرف،  اغراق شده است. مثلا اینکه می گویند تعدادهزاره ها درمجلس دوبرابر شده اند ویا اینکه تعداد پشتونها  خیلی کاهش یافته... اصلا صحت ندارد. واقعیت این است که اساس انتخابات مجلس در افغانستان همچنان برمبنای  منطقه و  واحدهای اداری است و واحد های اداری برای اکثر مناطق و اقوام مشخص و روشن است و تقریبا بدون تغییر. حتی در شهرهای بزرگ هم   هرقومی درمحلات خاص خودشان زندگی می کنند. بنابر این از هزاره جات و غرب کابل  هزاره می آید و از مشرقی و جنوبی  وکارته نو پشتون و از شمال ازبک...برای همین بوده  که در برخی حوزه ها نمایندگانی با آرای بسیار پایین به مجلس راه یافته اند. یک مبنای نادرست مقایسه با نمایندگان دوره قبل است که ترکیبی بسیار مصلحتی و گزینشی داشت تا ترکیبی واقعی. حتی با همین مقایسه هم تفاوتها اندک خواهد بود: می گویند در غزنی هزاره ها 11 کرسی را ازپشتونها گرفته اند، درحالی که هزاره ها و اقوام همسودر دوره گذشته هم 5 کرسی این ولایت را  در اختیار داشتند هرچند که  چند ولسوالی پرجمعیتش بدون نماینده مانده بود. تفاوت عمده  همین 6 کرسی است اگرنه درکابل و هرات و مزار و هزاره جات که کدام تغییری نیامده. قبلا هم هزاره ها از هلمند و غور و میدان نماینده داشتند  و در پروان و بغلان همچنان مثل قبل بی نماینده  هستند. تنها یک نماینده از ولایت ارزگان  جدید است زیرا در دوره قبل تنها کاندید هزاره از این ولایت رد صلاحیت شده بود و این بار از سه کاندید، آرای دونفر که برنده هم بودند باطل شدند. یکی دو نمایند دیگر هم در ولایات شمالی دیگر مثل سرپل اضافه شده اند و دیگر هیچ. برخی افراد نمی دانم به کدام دلیل و بی خردانه سعی می کنند اقلیتهای دیگر را به هزاره ها بچسبانند و تبلیغات نمایند. مثلا اسماعیلیها اصلا یک گروه با هویت جداست و هزاره گان سنی هم رسما جزء تاجیکان شمرده می شوند و حتی شیعیان غیرهزاره از مناطق  بجز هزاره جات هم هزاره نیستند. بنابر این در یک حساب ساده  تعادل قومی همان است که قبلا بوده و با دو سه یا 5 و6 نفر بهم خوردنی نیست. پشتونها همچنان با حدود یکصد نماینده بالاترین اکثریت را دارند(و در کابل از تاجیکان و هزاره ها بیشتر رای آورده اند) و بعد تاجیکها و اقوام همسو باحدود70 نماینده. هزاره ها به زحمت به40 نماینده می رسند. ازبکها حدود25 نفر. 15 نفرباقیمانده هم سایر اقوام مثل بلوچ و نورستانی و عرب وپشه ای و سادات و غیره اند که در مجموع ممکن است با یکی از اقوام بزرگتر از نظر سیاسی همسو باشند.

4 نظر:

ناشناس گفت...

جناب مالستانی بالاخره شروع کردی به نوشتن ولی امیدوارم باز چشم نشی!

ناشناس گفت...

با شما موافقم که این شوروای ملی ( به ضم میم ) از شوروای ملی(به ضم میم) سابقه کمی بهتر به نظر می رسد. تا ببینیم که چه می کنندو چگونه بوی مشک شان می برآید.

حسن

مرتضی گفت...

سلام
این همه انتخابات ببینیم کاری هم برای ملت می کنند یا نه
با ارزوی موفقیت

صحرا کریمی گفت...

آقای مالستانی گرامی. تشکر از دیدارتان. اما حقیقت را بخواهید من اصلا نظرتان را نفهمیدم. بعد در کابل نمیشود فیلم " سرقت بزرگ قطار" را ساخت. چون کابل نه قطار دارد و نه ریل آهن.
کابل باید بیایم چون نیمه زندگی دیگر من اینجاست.
زنده باشید.