چهارشنبه ۲۷ مهٔ ۲۰۰۹

A Journey to Kandahar


سفر به قند هار آن هم در دمای 40 درجه؟
نه این چیزی نبود که من به آن علاقمند باشم. همچنان رفتن به این شهر را آن هم در این روز ها اصلا در ذهنم تصور هم نمی کردم. ولی در هوا وقتی در یافتم که طیاره بجای تورا بوره به غرب راهی است‘ زیاد هم ناراحت نشدم! زیرا برای من سفر هوایی در این مسیر بسیار جالب است. من از جناح چپ طیاره مناظر بی نظیری از زمین شناسی افغانستان را دیدم مواردی که چند روز پیش به شاگردانم درس میدادم مثل دشت ناوور و آتشفشانهایش‘ باتولیت ارغنداب و صحراهای جنوب غرب اطراف قندهار....جالبتر از همه اینکه از روی مالستان و شهرستان گذشتم ولی حیف شد که از روی قریه و خاک ابا و اجدادی و جایی که مادرم دفن است عبور نکردم!این اولین بار بود که در میدان هوایی قند هار می نشتیم. میدان هوایی قند هار واقعا یک دز نظامی است و یکی از پایگاههای اصلی قوای امریکا به حساب می آید. یک ساعت توقف پرواز 311 آریانا ی کابل به دهلی در قنرهار گذشت و من از این سفر ناخواسته اصلا ناراحت نشدم!

1 نظر:

ناشناس گفت...

من هم دقیقا دو هفته قبل آنجا بودم. بعد از خوست، چغه سرای، جلال آباد و نورستان دیدن کردم.
یازده سال قبل در باره اسد آباد فکر کرده و نوشته بودم. میدانی آنچه که دیدم مثل یک معجزه و یا هم یک رویا بود. چغه سرای دقیقا همان بود که من نوشته بودم.
راستی در این روزها به مذهب بی ایمانی سخت ایمان آورده ام. مرا کمی نصیحت کن. برای من ایمیل بفرست. وبلاگ را حذف کردم.
من بلاق دره ای هستم